مشگل ما اینست که همه بدنبال حذف طرف دیگری هستند نه تحمل همدیگر موضوع اینست که ما نمیخواهیم عقیده و نظر طرف مقابل را برسمیت بشناسیم.
اشکال بزرگ این است که آقای خامنه ای ودارو دسته اش مخالفین خود را آدم حساب نمیکنند وجزو مردم نمیدانند آنهارا خس و خاشاک یا بزغاله گوساله میدانند یعنی بهرحال آدم نیستند وبخاطر همین از هیچ حقوقی برخوردار نیستند وآنها دوراه بیشتر ندارند یا باید از بین بروند یا خفه شوند یعنی هیچ صدائی ونظری ویاعقیدهای جز خودشان را بر نمیتابند وتحمل نمیکنند وبرای آنها هیچ ارزشی قائل نیستند.آنها مدعی هستند یک حق بیشتر وجود ندارد وآن ما هستیم وبقیه در کل دنیا باطلند فقط ما به بهشت میرویم وبقیه اهل جهنمند.
حال سوال اینست که اگر ما بر سر کار بیائم چی آیا برای آنها ارزشی قائلیم آیا آنهارا آدم حساب میکنیم به اعتقاداتشان ونظراتشان احترام قائلیم؟
اگر نیستیم پس ما چه فرقی با آنها داریم واگر هستیم چرا در گفته ها ونوشته هایمان این تفکر مشهود نیست ویا بعضا برعکس نشان داده میشود.
لذا میتوان گفت جنبش سبز برایش مهم نیست افرادش ویا اعضایش چه فکری ویا چه عقیده ای دارند بلکه مهم اینست که همه آنها با هر عقیده وفکرمختلفی که دارند به عقاید دیگران احترام میگذارند وآنها را به رسمیت میشناسند.
جنبش سبز دیگر بدنبال سرنگونی کسی ویا بقدرت رساندن فرد دیگری نیست بنظر من جنبش سبز بدنبال اهدافی فراتر از اینهاست
جنبش سبز بدنبال بدنبال احقاق حقوق اولیه و از دست رفته خود مردم است بدنبال برگذاری یک انتخابات کاملا آزاد است بدنبال مطبوعات آزاد است بدنبال آزادی زندانیان سیاسی با هر مرام وعقیده ایست
من دیگر بدنبال انتقام گیری نیستم من دیگر برای سرنگونی کسی ویا بدنبال بقدرت رساندن کس دیگری به خیابانها نخواهم آمد
من فقط میخواهم ببینم رای من کجاست.
مردم ایران بیش از صد سال است که بدنبال این هستند ولی متاسفانه در هر مرحله ای به بیراهه کشیده شده اند
]چرا ما اینقدر سطح مطالبات خود را پائین آورده ایم ما هدف خود را گم نکنیم ما اهداف والائی داشتیم ولی اکنون در سطح سرنگونی یک فرد پائین آورده ایم با سرنگونی چیزی حل نمیشود فقط هزینه های خود را بالا برده ایم
ما یک بار این تجربه را کرده ایم نتیجه چی شد شاه رفت خمینی آمد آیا ما برای همین این همه هزینه دادیم
بهترین و پیشرفته ترین شعارها در زمان انقلاب داده شد
مگر در زمان انقلاب نگفتند کمنیستها میتوانند در دانشگاه کرسی داشته باشند چه شد
ما چند بار باید گول بخوریم چه ضمانتی وجود دارد اگر این رژیم سرنگون شد ما به اهداف خودمون میرسیم
ما دیگر به هیچ کس اعتماد نداریم غیر از خودمان ما باید اهداف کلی تری را دنبال کنیم
ما باید از هم اکنون فقط بخاطربرگزای یک انتخابات کاملا آزاد برای آزادی مطبوعات برای آزادی زندانیان سیاسی با هر عقیده وفکری برای جلوگیری از اعدام های افراد سیاسی برای ایجاد امنیت اجتماعی وسیاسی واقتصادی مبارزه کنیم وهزینه دهیم چون ارزش آنرا دارد
ما اهدافمان را فراموش نکنیم
حالا ممکن است برای رسیدن به اهدافمان رژیم هم سرنگون شود بشود مهم اینست که ما اهدافمان را گم نکنیم منظورم اینست که سرنگونی رژیم هدف نشود
یعنی دیگر ما به هیچ کس جز خودمان اعتماد نکنیم و این لازمه اش اینست خود مردم بیایند در صحنه واوضاع را بدست بگیرند صاحب اصلی خود مردم هستند که باید مسائل را دنبال کنند
من با مطالب خوب وسنجیده جناب آقای موسوی در مصاحبه آخری با سایت کلمه کاملا موافقم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر